تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

من در اين عالم نبودم عشق در جانم نشست ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


پادشاه جم


من در اين عالم نبودم عشق در جانم نشست
هر چه بودم کم نبودم عشق در جانم نشست

آدمي از ترس مردم عشق را بلعيده است
من مگر آدم نبودم عشق در جانم نشست

عشق يعني اوج بودن پس چرا اينگونه غافل
هم نبودي هم نبودم عشق در جانم نشست

گر بگويم مثل عيسي عشق در جان زاده باشم
من ولي مريم نبودم عشق در جانم نشست

من گداي کوچه هستم ژنده پوش بي هويت
پادشاه جم نبودم عشق در جانم نشست

در ازل مردم تمامي در صف زر بوده اما
من پي درهم نبودم عشق در جانم نشست

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 152