تبلیغات اینترنتیclose
هرگز سلام بر من مسکين نگفته اي( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


آيين خنده


هرگز سلام بر من مسکين نگفته اي
گفتي برو ولي به کجا اين نگفته اي

گفتم خدا مرا برساند به وصل تو
اين بود آن دعا که تو آمين نگفته اي

ديوانه ام که مي زني اما نمي روم
دل خوش به اين شدم که تو نفرين نگفته اي

خنديده اي فداي شکر خند ناز تو
آيين خنده به من غمگين نگفته اي

گنجشک خسته ام و تو شهباز قصه ها
با من چرا ز پنجه شاهين نگفته

گفتي سلام ، مثل نسيمي سبک شدم
قبلاً چرا تو اين دُر سنگين نگفته اي

ساغر مرا شبيه تو بيخود نمي کند
راز خودت به ظرف سفالين نگفته اي

دين غير سجده نيست به پاي بت عزيز
با من چرا روايت اين دين نگفته اي

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 112