تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

من گدا شدم شايد درب خانه بگشايد ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شک کوچه

 

من گدا شدم شايد درب خانه بگشايد
لحظه اي برون آيد التفات فرمايد

من گدا شدم اما درب خانه مي بندد
دست من به درکوبش آنچنان که خون آيد

مي زنم و مي گريم ناله مي شوم کم کم
گوش لاله رويان را بيش ازين فغان بايد

قفل در به اشک آمد خون کوچه شد جاري
آن صنم که لج بيند بر لجش بيفزايد

با کلون در گفتم حسرت ترا دارم
دست آن صنم هردم بر سرت خورد شايد

چون سحر شود ديگر مرده ام ازين بازي
صخره هم اگر باشد بيش ازين نمي پايد

 

 احمد پروین

از: همسفر با یاس

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -3, | بازديد : 147