تبلیغات اینترنتیclose
نوشابه هاي حسرت در سفره هاي خالي ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سوداي بي سوالي

 

نوشابه هاي حسرت در سفره هاي خالي
بايد شبي بگريم گر غم دهد مجالي

جانم کپک زد از غم نانم به گريه آمد
فرياد يک معما آمد ازين حوالي

ديوار سرد خانه روزن ندارد اما
با چشم خسته ديدم گل مي رمد ز قالي

در آفتاب يادت پهناي يک کويرم
تا در سرم بسوزد انديشه هاي کالي

افسوس رفته ها را مي نوشم از خيالم
در آرزوي مردن مي گيردم خيالي

گفتم اگر بيايي انبوهي از سوالم
دلمرده را بگيرد سوداي بي سوالي

من شعله هاي سردم خاکستري مقدس
از رقص من ببيني نوري بدين زلالي

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -3, | بازديد : 131