تبلیغات اینترنتیclose
منم سروي که مي مانم در اين باغ زمستاني ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 سرو

 

 

منم سروي که مي مانم در اين باغ زمستاني
ندارم از خزان وحشت نه منت از بهاراني

پناه بلبلان وقتي که گل مي راندش از خود
پناه عاشقان بودن مرا يعني مسلماني

ندارم ميوه چون شايد ، به ذهن باغبان آيد
که در تعظيم او دارم کمر خم از پريشاني

دلم خوش مي شود وقتي که عشاق نگون بختي
به زير سايه ام از خود بگويند آنچه مي داني

سرم بر آسمان شايد ، خدا بر شاخ من آيد
بپرسم اين بشر آيا تو را هم کرده زنداني ؟

بيا در باغ سر مستي ، بفرما هر کجا هستي
ولي با کس نگو هرگز بيا بسيار پنهاني

خدايا گرچه سروستم و قامت راستين استم
ولي خم مي کند پشتم جنايت هاي انساني

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -2, | بازديد : 125