تبلیغات اینترنتیclose
گفتم به تو انتظار سخت است( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


    فصل سخت


گفتم به تو انتظار سخت است
دير آمدن نگار سخت است

خود را به خطر نيازمائيد
عاشق نشويد کار سخت است

پاييز اگر چه فصل سختي است
بي غنچه بهار ولي سخت است

بگريخت ز دست من جواني
من لنگم و او سوار سخت است

مي خواستمت ببوسم اما
پنهان بد و آشکار سخت است

درگير خودم عجب جداليست
از دست خودم فرار سخت است

از سينه برون جهيده قلبم
قلب اين همه بي قرار سخت است

رفتي که دوباره باز گردي
بد عهدي روزگار سخت است

در حجم تن لطيف نازت
قلبي ست که بي شمار سخت است

اي کاش هميشه جام پر بود
پايان شب خمار سخت است

بهــار آنلاين نيست.
پيش فرض وصف هجران

گيسو بيفشان تا سر ببازم
درياي نازي غرق نيازم

از اين معما با کس نگفتم
خاک مزارم صندوق رازم

بودي که بودم ، هستي که هستم
گر در نشيبم ، گر در فرازم

در وصف هجران گويد دمادم
شرحي بر آتش سوز و گدازم

گفتي از اين ره صد توبه بايد
گيرم که کردم با دل چه سازم


 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 202