تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

گفتم بيا که مستم گفتي بگو بگو نيست ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


    کيش مهربانان

 

گفتم بيا که مستم گفتي بگو بگو نيست
بي آبرو شدم من، اين آب، آب جو نيست

گفتم به گريه اما با خنده طعنه کردي
در کيش مهربانان اين رسم گفتگو نيست

درياي اشک چشمم خشکيده، قحط آب است
خشکيده چشمم اما هرگز بي آبرو نيست

گفتم بيا بنوشان گفتي نمي شود نه
ذوق قدح ندارم گفتي تب سبو نيست

در آسمان چشمت يک آسمان ستاره
مي ميرد آنکه آنجا سرگرم جستجو نيست

گفتم نگو که با من ذوق طرب ندارم
اين قدر بد شنيدن از چون تويي نکو نيست

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 192