تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 فانوس تفکر

 


اهل مه غليظ توهم شديم ما
در جاده هاي حيرت و غم گم شديم ما

فانوس کور سوي تفکر به يک نسيم
خاموش شد که قحط تبسم شديم ما

رسواي دل شديم و بي آبروي عشق
وقتي شبيه اغلب مردم شديم ما

از فرط طعنه ها که ز مردم شنيده ايم
انگار اسير لشکر کژدم شديم ما

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 244

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 ماورای شنیدن

 

صداي قلب من از تاب گوش بيرون رفت
و پير نبض دلم گريه پوش بيرون رفت

صداي ناله من بس که در گلو پيچيد
به ماوراي شنيدن خموش بيرون رفت

صداي وحي تو آمد که گريه کن يارا
تمام حوصله با اين سروش بيرون رفت

در آستان پياله تنم به رقص آمد
سزا که جان ز تن باده نوش بيرون آمد

کپک زد آتش دل ، سينه گر نمي گيرد
به پا قدوم يخ کينه ، جوش بيرون رفت

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 144

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دست نوازش

 


توي ناپيداي غم من را تو پيدا مي کني
خلوت آيينه وارم را تماشا مي کني

گفته بودي بر سرم دست نوازش مي کشي
چون به دار آمد سرم اينگونه حاشا مي کني

از دلم راز من ديوانه مي پرسي چرا ؟
دل به بازي برده اي طرح معما مي کني

در زلال چشم تو شفاف شبنم مي شوم
ادعاي قطره را هم وزن دريا مي کني

از عبور لحظه هاي بي تو بودن خسته ام
عمر من با وعده هايي وقف فردا مي کني

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 133

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

باور می کرد
 


عاشق اينگونه در اين شهر که باور مي کرد
من چنين عاشق و او قهر که باور مي کرد

شوکران مي چکد از صحبت دل آزارش
لب چنين قند و سخن زهر که باور مي کرد

مثل من منتظري خسته ولي چشم به راه
نه کنون در همه دهر که باور مي کرد

سيل آمد ز فراواني اشکم امروز
چشم خشکيده چنين نهر که باور مي کرد

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 159

صفحه قبل 1 ... 7 8 9 10 صفحه بعد