تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پیچک ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 خمارچشم


گفتم عزيز من دل در غمت نشست
گفتي که بشکند چه کنم من ؟ همين که هست

دل نيست مثل دف که زند دار در کفت
بيداد مي کند اگرش وا نهي ز دست

پيرم جوان شوم تو اگر مهربان شوي
خورشيد مي برد ز سرم برف اگر نشست

باور نمي کنم مي شود بي تو مست شد
تنها خمار چشم تو بايد که بود مست

آخر خدا نکرده مگر من چه کرده ام ؟
تقصير من چه بود که بند دلم گسست

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 206

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 روستاي تنهايي

 


مقصدم روستاي تنهايي است
جاده ها سنگلاخ رسواييست

کوچ مردان آفتابي عشق
تا فراسوي شرق داناييست

تا رسيدن به کوچه هاي خدا
دشت اخلاص و کوچ شيدايست

سربداران خسته مي آيند
هر کجا جمع بي سرو پاييست

در لب پاک دختران بهشت
شعر من آيه هاي روياييست

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 118

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تير افسون


گلشن اندیشه را با بوی او
رونقی دیگر دهم در کوی او

رهگذار وصل را آبی زنیم
اشک دل مژگان من گیسوی او

تیر افسون می رسد بر دل هنوز
دام عشق است و کمان ابروی او

ای گل ار بازار تو بی رونق است
دست خلقت بین و حسن روی او

عاقل از راه ملامت می رود
تا نیفتد در کمند موی او

درد روز فرقتش دارم عیان
تا نهم سر بر سرَ زانوی او

احمد از لطف سواران نسیم
عالمی مجنون شود در کوی او

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 ستايش گيسو


گفتي لبم براي لبت شيرين بيان کنم
عاليست جان من بگذار امتحان کنم

شيرين و تلخ هر چه که باشد لبت گل است
پروانه وش ز شهد لبت نوش جان کنم

ترسم کسي بدزد عزيزم لب تو را
بايد لبت ميان لب خود نهان کنم

گفتي لبت قساوت سنگ است واي من
بايد به ناز بوسه ، دلت مهربان کنم

خاک زمين منم و تو زيباي آسمان
طوفان شوم مگر که سر از آسمان کنم

باشد که در ستايش گيسوي ناز تو
چون شانه خدمت تو و آن گيسوان کنم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 154

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


    فصل سخت


گفتم به تو انتظار سخت است
دير آمدن نگار سخت است

خود را به خطر نيازمائيد
عاشق نشويد کار سخت است

پاييز اگر چه فصل سختي است
بي غنچه بهار ولي سخت است

بگريخت ز دست من جواني
من لنگم و او سوار سخت است

مي خواستمت ببوسم اما
پنهان بد و آشکار سخت است

درگير خودم عجب جداليست
از دست خودم فرار سخت است

از سينه برون جهيده قلبم
قلب اين همه بي قرار سخت است

رفتي که دوباره باز گردي
بد عهدي روزگار سخت است

در حجم تن لطيف نازت
قلبي ست که بي شمار سخت است

اي کاش هميشه جام پر بود
پايان شب خمار سخت است

بهــار آنلاين نيست.
پيش فرض وصف هجران

گيسو بيفشان تا سر ببازم
درياي نازي غرق نيازم

از اين معما با کس نگفتم
خاک مزارم صندوق رازم

بودي که بودم ، هستي که هستم
گر در نشيبم ، گر در فرازم

در وصف هجران گويد دمادم
شرحي بر آتش سوز و گدازم

گفتي از اين ره صد توبه بايد
گيرم که کردم با دل چه سازم


 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 178

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


    کيش مهربانان

 

گفتم بيا که مستم گفتي بگو بگو نيست
بي آبرو شدم من، اين آب، آب جو نيست

گفتم به گريه اما با خنده طعنه کردي
در کيش مهربانان اين رسم گفتگو نيست

درياي اشک چشمم خشکيده، قحط آب است
خشکيده چشمم اما هرگز بي آبرو نيست

گفتم بيا بنوشان گفتي نمي شود نه
ذوق قدح ندارم گفتي تب سبو نيست

در آسمان چشمت يک آسمان ستاره
مي ميرد آنکه آنجا سرگرم جستجو نيست

گفتم نگو که با من ذوق طرب ندارم
اين قدر بد شنيدن از چون تويي نکو نيست

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 202

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


    مصرع فردا

 

لحظه ها مي گذرد روزنه اي پيدا نيست
شعر امروز مرا مصرعي از فردا نيست

بي کسي زندگي سرد مرا مي سوزد
هيچ کس مثل دل خست? من تنها نيست

کينه انباشته در سين? ياران افسوس
عشق را عاطفه را در دل ياران جا نيست

لحظه ها در بدر و ثانيه ها آواره
اين پريشاني از آنجاست که او با ما نيست

چشم مي شويم و يک بار دگر مي خندم
تا نگويي که در انديشه من غوغا نيست

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 223

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


خرمن گيسو

 

لعل لب توست بهترينم
تمثيل خداست در زمينم

در خرمن بي بديل گيسو
من مرد گداي خوشه چينم

جانم ز غمت چنان بسوزد
کآتش بجهد ز پوستينم

از کوچ? اضطراب تا من
راهيست به وسعت يقينم

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 212

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
 فرصت فاني


عمري در آرزوي تو دل ريش بوده ايم
آتشفشان منطق? خويش بوده ايم

روي نياز ما به زر هيچ سفله نيست
تا در حريم کوي تو درويش بوده ايم

در کار عشق فرصت فاني غنيمت است
اما دريغ عاقبت انديش بوده ايم

مثل کبوتران ، لب بام نگاه تو
با سنگ خود هميشه به تشويش بوده ايم

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 245

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


      
 تنديش خدا

 

مثل تنديس خدايي همه نور
چشم بد از قد رعناي تو دور

آتشم زن که سپندت بشوم
چشم بد خواه حسودان همه کور

من اگر دست دهد خاک شوم
که تو بر من بنهي پاي عبور

شعر من گوشه اي از مستي هاست
وقت زائل شدن عقل و شعور

شعر من زمزم? يک چوپان
در شب سرد تماشايي طور

ذهن من خالي از انديش? خويش
که تو شايد بکني باز خطور

دل سودا زده ام باز گريخت
خنده اي کرد و ببخشيد قصور

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 219

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

پريشان

 

 

زلف تو از دل بيچاره پريشان تر نيست
صبر نوح از من آزرده فراوان تر نيست

نيمه جانيست مرا خسته اگر مي خواهي
هيچ از دادن جان بهر تو آسانتر نيست

عشق آن است که جان بر سر ره بگذاري
بر حذر باش کزين مرتبه ارزانتر نيست

گفته بودند مرا دوش رفيقان در عشق
از دلت خسته تر از چشم تو گريان تر نيست

من خداوند کويرم ز هياهوي عطش
شوره زار از جگر خون شده عطشان تر نيست

آه من سنگ گرانمايه بسوزد آخر
صخره از حوصل? عشق گرانجان تر نيست

 

 

احمد پروین
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 132

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


عروس آرزو

 

مرا عشق پري رويان جوان کرد
هم آغوش خيالي جاودان کرد

مرا با بوسه اي تب دار مي سوخت
مرا مسحور عشق اين و آن کرد

دلم هم گوي چوگان هوس بود
که در تابوت دردش آشيان کرد

عروس آرزو در خلوت عشق
مرا بگذاشت عزم ديگران کرد

خروش شعر احمد بين که امروز
دل نا مهربان را مهربان کرد

 

 احمد پروین


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 120

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


مرد درويش

 

مرد درويش منم گمشده در خويش منم
خويش گم کرده ترين آدم درويش منم

کمترين درد من اينست که از خود دورم
مردي آلود? غم خست? تشويش منم

قلع? مردم ديوانه همينجاست ولي
کيست ديوانه ترين مرد ، کم و بيش منم

عاقبت آخر ديوانه شدن رسوائيست
مست ديوانه و ناعاقبت انديش منم

مثل سربازي فراري شده از يک شطرنج
مثل يک شاه پر آوازه ولي کيش منم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


غزل آفتاب


گوهر نازنين ناب مني
گل زيباي باغ خواب مني

تو ز ديوان بي کران? صبح
غزل سرخ آفتاب مني

تويي آن گنج بي نهايت عشق
که در آواره خراب مني

خوشتر آن کز غم تو جان بازم
برو اي جان که خود حجاب مني

تو حديث تجسم آبي
که در آوازه سراب مني

تو بزرگي ، معطري ، پاکي
که مسيح دل کباب مني

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 201

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

کفش عرفان


مرد شبگرد کوچه هاي دلم
همه ديدند مبتلاي دلم

مثنوي هاي درد خواهد بود
حجم ديوان هاي هاي دلم

کفش هايي براي عرفان داشت
کوچه گرد خيال ، پاي دلم

اضطرابي دوباره پنهان است
در تپشهاي نا بجاي دلم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -7, | بازديد : 178