تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

پیچک ( احمد پروین )
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

عهد اولين

 

عمر مرا ستانده اي خون ز دلم چکانده اي
باز بگو براي من اشک چرا فشانده اي

مي زني ام که خود برو هر چه زني نمي روم
در سر عشق و عاشقي درس مرا نخوانده اي

گفته ام و نگفته اي آنچه ز عشق مي شوي
بر سر عهد اولين مانده ام و نمانده اي

مي شکني شکسته را احمد جان گسسته را
تا به کجا و تا به کي مي کشي و کشانده اي

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -9 , | بازديد : 252

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شوکران


عمر کوتاه بسر شد و نياورد کسي
زخم جان سوز مرا مرهم فرياد رسي

آنکه پنداشته بودم که رفيقم باشد
استخوانم به گلو ، چشم مرا بود خسي

من در اين فاجعه زاري که جهانش نامند
شوکران خورده ام از ساغر هر دوست بسي

مهلت رفتن از اين منزل فاني به سر آ
بشنوم کاش ز ناقوس اجل من جرسي

مبتلا بوده ام من از اول خلقت به بلا
بر نيامد همه عمرم به حلاوت نفسي

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -9 , | بازديد : 242

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

عروج

 

عيار عشق تو چند است دلبرم مي گفت
دلم به پاي که بند است دلبرم مي گفت

دلم نه لايق عشق است پيش موي بتان
کم است يا به کمند است دلبرم مي گفت

کجاست فرصت تقصير در نوازش باغ
بهار رو به گزند است دلبرم مي گفت

بها نمي دهد اينجا کسي به ناز غزل
غزل بلوغ چرند است دلبرم مي گفت

حديث حضرت مجنون و شرح حال فراق
هزار تجربه پند است دلبرم مي گفت

بحيله ره نتوان برد تا کرانه عرش
عروج کار سپند است دلبرم مي گفت

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -9 , | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 هيچ آباد

 

غريب غربت خويشم ز حسرت خيز تنهايي
که از تنها بپرهيزم به حکم پير شيدايي

فريب خويش را خوردم که در خود اينچنين مردم
که از بيگانگان اين سان نخوردم تير رسوايي

دل مردم گريزي هست و عزم نا کجا رفتن
ز هيچ آباد بگذشتن ، گذشتن از من و مايي

کدامين جاده خواهد رفت تا سر حد بي خويشي
که سر بگذارم اندر آن به شور بي سرو پايي

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -9 , | بازديد : 287

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


اسير خلسه


غم تو کار دلم را خراب خواهد کرد
تمام هستي من را بر آب خواهد کرد

دلت شبيه مسيحا و من در اوج صليب
گمان نکن که بميرم ثواب خواهد کرد

به پاست آتش منقل کمي تعارف کن
دلم براي تو خود را کباب خواهد کرد

اجل براي من امروز نقشه اي دارد
اگر تو دير بيايي شتاب خواهد کرد

اسير خلسه خويشم و بي نياز حشيش
خيال چشم تو کار شراب خواهد کرد

مرا اگر تو ببخشي که بي تو مي مانم
خودم هميشه خودم را عذاب خواهد کرد

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 227

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 فانوس اشک

 

فانوس اشک ، طاقچه انتظار ، خانه صبر
اميد وصل تو تنها مرا بهانه صبر

در مغاز? تقدير مي روم همه روز
مگر که قيمت غم کم کنم ز چانه صبر

درخت خشک تبر خورده ام مگر چه شود
که آب اشک دهم او دهد جوانه صبر

فقط رباعي غم ، شعر تب ، قصيد? دل
به ساز دل ، ني دلخوان بخوان ترانه صبر

براي طفل دلم اين يتيم بد هنگام
به رسم هديه بخوان شعر کودکانه صبر

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 135

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 گل اخلاص

 

فرصت نمي شود که ز حيرت فرار کرد
بايد که عشق وقف دل بي قرار کرد

باغ خيال نشئ? عطر است اي عزيز
وقتي که خاطرات تو از من گذار کرد

بايد نوشت يک غزل از واژه هاي تو
آنرا به پيشگاه عزيزت نثار کرد

پاييز مي شوم اگر از عشق بگذرم
با عشق مي توان همه جا را بهار کرد

دل مي گريخت گاه از روزن هوس
بايد اگر دليست در آتش مهار کرد

بشنو مرا وگرنه به دل ياد داده ام
بايست در مناره حسرت هوار کرد

من را ببخش چون که دلم در هواي تو
پنهان گناه توبه ولي آشکار کرد

وقتي بناست زنده بمانم بدون تو
بايد نبود و مرد و به مرگ افتخار کرد

کمياب مي شود گل اخلاص عاقبت
بايد به حکم عقل کمي احتکار کرد

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 128

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


عطر دامن


فقط سکوت مي کنم اگر مرا صدا کني
مگر دوباره اي صنم نداي احمدا کني

قيام ميکند دلم براي بوسه هاي تو
اگر ببوسدت شبي ، قيامتي بپا کني

من آن مريض خسته ام اگر برانيم ز خود
مگر به عطر دامنت دوباره ام دوا کني

صفاي چشم مست تو مرا به سعي مي کشد
و مست مي شوي اگر که سعي در صفا کني

دعا کنم اگر شبي مرا بخاطر آوري
به ياد عشق پاک من براي من دعا کني

اسير زلف سر کشم مرا مران ز درگهت
چگونه مي شود که تو اسير خود رها کني

نمي شود که ياد تو جدا شود ز جان من
مگر تن نحيف من ز جان من جدا کني

تو اي خداي بوسه ها مرا رسالتي بده
بگو که مي توانيم اسير بوسه ها کني


 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 132

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 خلوت آيينه

 

قاب دل خاليست تصويرت کجاست
عکس تو در خلوت آيينه هاست

لحظه هايت را برايم هديه کن
هديه خواهم کرد آنچه مال ماست

کوچه ها مستند از بوي عبور
يا عبور توست يا بوي خداست

قص? تقدير اين باشد که هست
کار خوبان وعده کار ما وفاست

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 217

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 قطار لحظه

 

قطار لحظه واگن ثانيه ها چه تند گذشت
در ايستگاه زمان گرد انتظار نشست

مسافري که نيامد و مهلتي که نبود
و کودکي که به آجر غرور لحظه شکست

سوار واگن خويشم و حسرت ديروز
قطار مي رود افسوس کاش بر مي گشت

قطار رفت و نماند مگر غبار خيال
به روي بوته رويا ، ميان باور دشت

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 136

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 چشم خراب

 

کاش امشب ثواب مي کردي
حاجتم مستجاب مي کردي

خواهشم را جواب مي دادي
چهره ات بي حجاب مي کردي

کاش حرفم قبول مي آمد
روي قولم حساب مي کردي

وقت مرگم دوباره مي آيي
کاش يک کم شتاب مي کردي

حال مرا چنان که مي خواهي
مثل چشمت خراب مي کردي

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 132

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 تکاپوي خدا


کاش در خاطره ها گم مي شد
وسط دشت بلا گم مي شد

کاش در هاله اي از وهم سياه
در تکاپوي خدا گم مي شد

گر نبودي تو خدا مي داند
دل بيچاره کجا گم مي شد

هر چه گم کرده امش بيم مباد
آه از آن دم که وفا گم مي شد

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 139

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 تمنا

 

کاش که دل جاي تمنا نبود
يا که اگر بود دل ما نبود

کاش دل اينگونه که بي آبرو است
حداقل پيش تو رسوا نبود

قافل? نور سواران گذشت
خواسته بودم بروم جا نبود

ريختن خون دلم واجب است
گر چه مرا جرأت فردا نبود

اين دل بي خاصيت پر خطر
هيچ در انديش? پروا نبود

راز تو را هيچ نفهميده ام
هوش مرا درک معما نبود

مي روم اما دل من خسته است
حيف مرا فرصت اما نبود

 


 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 138

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 کافر عشق


کافر عشقم و توحيد غمت در پيش است
صبر رنجور ورا محنت پيش از بيش است

آي? مهر تو جاري شده در زمزم دل
غم حديثي است که در سين? پاک انديش است

آسمان زمزم? عشق تو باريد مگر
آسمان آينه گردان دل درويش است

آنچه در عقد? دل همسفر اشک نبود
تير آهي است که از محنت او در کيش است

 

احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 131

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 گداي خفته


گداي خفته در منزل تو من بودم
و کوچه گرد شب محفل تو من بودم

تو شاهزاد? افسانه هاي من بودي
و قصه گوي پريشان دل تو من بودم

جفاي تو و وفاي من است قص? شهر
تسلسل غلط باطل تو من بودم

تو از کمال خدايي رواست هر چه کني
که نقص سلسل? کامل تو من بودم

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -8, | بازديد : 256