تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

اشعاراحمد پروین -6
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


عالم مستي


من در بدر خويشم حيران معمايم
عمريست که مجنونم چنديست که رسوايم

رخساره چو از مستي پر شور و شرر باشد
آيينه نمي گويد آنقدر که زيبايم

اي ساقي ديوانه پر کن دو سه پيمانه
هيها کن و هيها کن من باز همي آيم

در عالم سر مستي اسرار همه هستي
در خلوت اشعارم در معني آوايم

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 182

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


اذان يار


من در حصار عشق گرفتار آمدم
رفتم زخويش تا به بر يار آمدم

عمريست روزه لب معشوق بوده ام
تا با اذان يار به افطار آمدم

من در هواي خان? معشوق نيمه شب
مثل شبح ز کوچه پندار آمدم

چون گفته اند يار به ويرانه مي رود
در خود خراب مثل يک آوار آمدم

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 162

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شراب نگاه


من در شراب چشم تو تحقيق مي کنم
خود را به بوسه هاي تو تشويق مي کنم

مژگان خوب توست که در لحظ? خمار
با آن به خويش شوق تو تزريق مي کنم

چون جمع مي شود دل من با خيال تو
از دل بلاي هجر تو تفريق مي کنم

چشم زلال تو و شرار نگاه من
آب است و آتش است که تلفيق مي کنم

شايد که هيچ ره نبرم در وصال تو
دل را به وعده هاي تو تحميق مي کنم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 137

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


کيمياي دل

 

 

من در غمت مجال تمنا نداشتم
در سينه ام براي دلم جا نداشتم

عشق تو فرصتي است که دل کيميا شود
در فرصتي که بود دل اما نداشتم

آرامشي نبود مرا در تمام عمر
خاکسترم که آتش پيدا نداشتم

مي رفت بي هراس دلم در کنار مرگ
ديوانه من که دل ز خطر وا نداشتم

دستي نداشتم که کشم دامنت به پيش
باري براي آمدنم پا نداشتم

طوفان خسته ام نه مجال وزيدني
موجي که هيچ دولت دريا نداشتم

من بي آبروي جمعيت عشق مي شوم
در شهر بي دلان دل رسوا نداشتم

ديدار روي خوب تو در خواب ممکن است
از دست عشق فرصت رويا نداشتم

وصل تو ممکن است ولي در سراب مرگ
آن هم لياقتي است من آيا نداشتم ؟

آن زندگي که فارغ از اسرار دل گذشت
بيهوده بود عشق تو را تا نداشتم

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 157

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


خداي مستان


من ماندم و يک خيال واهي
شايد که ببينمت نگاهي

دل مي دود از پي تو هر شب
اي دل تو چقدر سر به راهي

بي ياد تو بودنم گناه است
پس من نکنم دگر گناهي

من مدعي غم تو هستم
بيچاره دلم کند گواهي

آنِ مني اي خداي مستان
آخر چه بخواهي و نخواهي

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 151

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


مجموعه تهي


من مردي از کوير فقيه دل خودم
بي مشکلم چرا که خودم مشکل خودم

مجنون منم که باز به اين حال آمدم
من جاودان از اين تسلسل نا باطل خودم

گرداب مي رسد همه را آب مي برد
چون عاشقم دوباره لب ساحل خودم

مهمان من خداست و افطار مي کنيم
با خرده نان بي کلک منزل خودم

آخر چقدر مسئله را سخت مي کني
سن مرا مپرس که من غافل خودم

آيا رياضيات مرا کشف مي کند
مجموعه اي تهي که فقط شامل خودم

مجذور زندگيست همين قطره هاي اشک
تقسيم من به غايت غم به حاصل خودم

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 153

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


مزرعه خيال

ميوه خواب مي دهد ، مزرعه خيال من
مي شود آنچه مي شود در هوس مهال من

مي روم اوج آسمان مي دهم عرش را تکان
خلوت عرش مي دهد سايه به زير بال من

مست غرور مي شوم از اثر نگاه او
خلوت ناز چشم او عرصه دل مجال من

پله ادعا مزن بر سر بام خود دلا
لاف تو مي کشد تو را در سفر زوال من

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 110

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


رنگ خاکستر

 

ناله ام جوشيد و آهم گريه کرد
چشم هاي بي گناهم گريه کرد

همصدا با لاله هاي دشت عشق
نرگس باغ نگاهم گريه کرد

ناله هايم رنگ خاکستر گرفت
شمع شب هاي سياهم گريه کرد

در سيه روزي مردان خدا
کفر مي گويم خدا هم گريه کرد

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نامه هاي يادگاري

نامه هاي يادگاري بوسه هاي پر حرارت
ياد ايام جواني پيري آمد با حقارت

مست بودم از تمنا تک سوار شهر رويا
باز خواهم داشت آيا آن انرژي آن جسارت

کوچه گرد آرزويم هم نفس با ياد اويم
مرده آري هاي و هويم گشته ويران آن عمارت

مانده ام تنهاي تنها مانده در تشويش فردا
پرسم از خود آه آقا کو رفيق بي شمارت؟

من جوان بودم که يک دم پيري آمد پشت او خم
با تمسخر گفت آدم اين منم پايان کارت

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 86

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


نفرين آفرينش


نفرين آفرينش ، دشنام سر نوشتم
تمثيل شور بختي نا کام سر نوشتم

محکوم راي خوبان در دادگاه حيرت
بر دار روزگاران اعدام سر نوشتم

تلخ است کام هستي از آن چه من چشيدم
زهر سياه حسرت در جام سر نوشتم

نسيان آفرينش عصيان بخت نا جور
از ياد رفته صيدي در دام سر نوشتم

تقدير اين چنين شد در غيبت کبوتر
جغد سياه هستي بر بام سر نوشتم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


شب دعا


نگاه تو با چشم من آشناست
حريم نگاه تو باغ خداست

سفر در فراسوي چشمان تو
به معناي رفتن به بي انتهاست

کوير عطشناک احساس من
ز باران چشم تو باغ صفاست

شب با تو بودن بهشت من است
شب لحظه هاي قشنگ دعاست

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


بخت سياه


وه که بختي سياه دارم من
نقد عمري تباه دارم من

همجوار غمم ز صحبت دوست
حرمت غم نگاه دارم من

شکوه ها در حريم خلوت دل
با نسيم پگاه دارم من

نکن از شهد بوسه محرومم
اشتياق گناه دارم من

شب بر آمد حجاب بر فکنيم
که لبي بوسه خواه دارم من

 

 

احمد پروین
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 93

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


غوغاي وصل


هر شب از غوغاي وصل مي شوم بيدارتر
هر دم از ديوانگي مي شوم هوشيارتر

مه رخان شنگ و شوخ دلبران شوخ و شنگ
مي برند از من توان مي کنندم زارتر

بشکند دست فلک از فريب من چه سود
ني به مقصد مي رسم ني شوم کم بارتر

هر که بالاتر رود ما به پايين مي رويم
هر که مي گردد عزيز مي شوم من خوارتر

زلف و ابروي تو را قيمت جان مي خرم
چون که نفروشي همي قيمتش بسيارتر

احمد از طالع مدار نيک بختي انتظار
طالعت چون آتش است آتشي خونبارتر

 

احمد پروین
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 74

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


ادعاي يار


هر کس که ديد روي تو تشبيه ماه کرد
اما نه ماه مثل تو باد اشتباه کرد

عاشق اگر بدون وضو برد نام تو
انداز? هزار هزار جنايت گناه کرد

شب بود و ماه بود و هزار ادعاي ناز
گيسوي تو در آمد و رويش سياه کرد

صبح آمدي ز خانه برون چشم هاي من
آتش گرفت چون به جمالت نگاه کرد

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 96

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


آيين خنده


هرگز سلام بر من مسکين نگفته اي
گفتي برو ولي به کجا اين نگفته اي

گفتم خدا مرا برساند به وصل تو
اين بود آن دعا که تو آمين نگفته اي

ديوانه ام که مي زني اما نمي روم
دل خوش به اين شدم که تو نفرين نگفته اي

خنديده اي فداي شکر خند ناز تو
آيين خنده به من غمگين نگفته اي

گنجشک خسته ام و تو شهباز قصه ها
با من چرا ز پنجه شاهين نگفته

گفتي سلام ، مثل نسيمي سبک شدم
قبلاً چرا تو اين دُر سنگين نگفته اي

ساغر مرا شبيه تو بيخود نمي کند
راز خودت به ظرف سفالين نگفته اي

دين غير سجده نيست به پاي بت عزيز
با من چرا روايت اين دين نگفته اي

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -6, | بازديد : 101

صفحه قبل 1 صفحه بعد