تبلیغات اینترنتیclose

tehran-attorney.com

اشعاراحمد پروین -5
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


معما

 

نگاهت را مهيا کن من امشب باز مي گردم
برايم خيمه بر پا کن من امشب باز مي گردم

شباني بي بيابانم خراب مهربانانم
دلت صحراي سينا کن من امشب باز مي گردم

مرا حل کن معمايم که نا پيداي پيدايم
مرا بشناس پيدا کن من امشب باز مي گردم

ز جانم آه مي آيد تبي جانکاه مي آيد
مرا با ناله سودا کن من امشب باز مي گردم

اجل مي گفت مي آيد که بند از روح بگشايد
کمي امروز و فردا کن من امشب باز مي گردم

 


 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 103

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

خلوت نشين

هرگز نه من ، هميشه تو ، اما براي من
آغاز من ميانه ي من ، انتهاي من

مي خندم از حلاوت روياي وصل تو
درد فراق مي چکد از هاي هاي من

مست قنوت ، دست دعا خيز خسته ام
سر بر زمين سجده به پاي تو پاي من

در حيرت است چشم فريباي خوب تو
در سفر? نگاه تو از اشتهاي من

خلوت نشين کوچ? هيهات مي شوم
شايد سکوت سر کشد از انزواي من

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 77

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


حيرت نامنتها

 

هزار دردم و درد آشنا ندارم من
بيا که طاقت بار جفا ندارم من

شهاب گم شده ام من در آسمان وجود
رهي به حيرت نا منتها ندارم من

ز شيشه بودن خود عاقبت چنين ديدم
که پيش سنگ دل دوست جا ندارم من

شنيده ام که دل و دين و عقل مي خواهي
دوباره خواسته اي آنچه ندارم من

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 84

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


معماي دل


من اسيرم ، عاشقم عاشق تر از افسانه ها
با خيال روي تو من ماندم و ويرانه ها

سر خوش استم من اگر با من بماني تا ابد
گر نماني وايِ من از طعن? بيگانه ها

من نه آن شمعم که با آتش هم آغوشي کنم
من خود آتش مي شوم آتش تر از پروانه ها

حل نمي گردد معماي دلم با عقل تو
صد معما حل شود در محفل ديوانه ها

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 150

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 نگاه

هزار ناله ناکرده در گلو دارم
هزار بغض فرو خورده پيش رو دارم

هزار سجده ناکرده در خم ابرو
و صد سلام به آن بت که روبرو دارم

دلم به نيم نگام تو آن شود انگار
که دارد آنچه در عالم من آرزو دارم

تمام خواهش من بوسه ايست بر لب تو
اگر چه پر هوسم خواهشي نکو دارم

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 183

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 خاطره ي وصل


هنوز خاطره وصل توست در گوشم
تو را به هر چه پرستي مکن فراموشم

سکوت دلکش من هم ز ياد صحبت تو
چنان خوش است که تا روز مرگ خاموشم

چو شمع در شب روياي خويش مي سوزم
چو اشک بر سر سوداي خويش مي جوشم

اگر چه با تو حرام است شکوه ، مي گويم
اگر چه بي تو حرام است باده مي نوشم

به غم بگو که ز آغوش من گريز کند
نثار مقدم عشق کسيست آغوشم

 

 احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 192

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


برق حسرت


يادش آرام دل ديوانه برد
دلبرانه آمد و جانانه برد

خواب ديدم که با زنجير عشق
دوشم از محراب تا ميخانه برد

پاي در ماتم سراي دل گذاشت
عبرت بسيار از اين ويرانه برد

داستان وصل را آغاز کرد
تا ديار قصه و افسانه برد

دست تقواي مرا بشکسته ديد
اندک اندک تا لب پيمانه برد

بوسه ام را با لب زيبا فشرد
برق حسرت تا دل بيگانه برد

داستان کودکان شد شعر من
نام احمد بر در هر خانه برد

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


مخزن اسرار

 

يک تبسم نذر رويت مي کنم
عشق را آويز مويت مي کنم

سينه ام را کز غمت لبريز شد
مخزن اسرار کويت مي کنم

چشم هايم را اگر شويم به اشک
خيره در روي نکويت مي کنم

کاسه چشمان خود را ساغرت
کاس? سر را سبويت مي کنم

روح نا آرام خود را در غزل
تا ابد افسانه گويت مي کنم

 

 

احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 130

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

فتنه جو

 

با دو صد شيو? دلاويزي
با دل سنگ من گلاويزي

روزها را شب سيه کردي
شب پرستي ، شبي ، شباويزي

تخم عشقت نرست در دل من
اشکم ار چه به پاش مي ريزي

يا من از دامن کويري غم
يا تو با رنگ و بوي پاييزي

آري اي فتنه جوي عالم عشق
آب و آتش به هم در آميزي

بيم آن مي رود که بار دگر
با هيولاي دل در آويزي

طفلک شعرم ار شود خاموش
سيلي غم زني بر انگيزي

گر جسارت کند به محضر عشق
بر بلند غمش بياويزي

گر تو را جا دهم به مجلس دل
زين قفس چون شود که بگريزي

چشم احمد نمي کند پرهيز
در شط خون ز خون و خون ريزي

 

احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 160

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

نفرين غزل


يک غزل گفتم قلم آتش گرفت
دفتر از نفرين غم آتش گرفت

چون دعايم آتشين شد نيمه شب
يک کبوتر در حرم آتش گرفت

گريه کردم صبح شد چشم فلق
از دعاي صبحدم آتش گرفت

آستينم سوخت دستم سوخت آه
دامنم از گريه نم ، آتش گرفت

خانه از قحط سخاوت گريه کرد
سفره از قحط کرم آتش گرفت

زينت تاج سرم الماس اشک
باز دستارم سرم آتش گرفت

شعله ام خاموش خاکستر شدم
دم زدم آن نيز هم آتش گرفت

مرد چوپان ناله اي در ني نهاد
يک گله در حال رَم آتش گرفت

يک سماور خسته ، مهماني نبود
چاي در سوداي غم آتش گرفت

زندگي چخماق سرد لحظه هاست
هيزم ما کم به کم آتش گرفت

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 86

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


آشوب


امشب تمام خانه ام آشوب مي شود
مي آيد او به جان خودم خوب مي شود

امشب گليم کهن? درويش خانه ام
فرش قدوم حضرت محبوب مي شود

امشب دلم کلون در خانه مي کنم
وقتي که دست يار به در کوب مي شود

شرمم کشد که خيره به روي تو بنگرم
چشمم شبيه کودک محجوب مي شود

دل مژده داد مي رسي از کوچ? بهار
آن کوچه در قدوم تو جاروب مي شود

اي مريم مقدس من در نبود تو
هر لحظه دل در نبود تو مصلوب مي شود

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


شمع گداخته

 

اي دل حريف اين همه ماتم نمي شوي
بيچاره تر منم که تو آدم نمي شوي

بار فراق دوست اگر بر سرت نهند
چون چوب خشک مي شکني خم نمي شوي

چون شمع سر گداخته اي در تعجبم
با ازدياد شعله چرا کم نمي شوي

هر شب دعا کنم که شوي سر به راه تر
آخر چرا اسير دعايم نمي شوي

 

احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 94

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


عرصه ي سکوت

امشب مرا ز بودن خود شاد مي کني
ويرانه اي به نام دل آباد مي کني

از ياد برده ام همه را غير نام تو
مي رقصم آن زمان که مرا ياد مي کني

آزاد مي شوم اگر از خويش بگذرم
امشب مرا ز قيد خود آزاد مي کني

بايست بگذرد دلم از عرص? سکوت
دل را تمام صحن? فرياد مي کني

 


احمد پروین  

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 74

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 براي دخترم يگانه


اي بهترين يگان? من دخترم گلم
زيباترين تران? من گوهرم گلم

لبريز ميشود دل من با تو از نشاط
با ياد تو ز خلوت غم بگذرم گلم

يک تحفه از بهشت برايم تو بوده اي
در باغ آرزو تو گل نو برم گلم

شايد غريو نازک تو نغم? خداست
من با تو از تمام فلک برترم گلم

هم وزن بوسه هاي تو صد شعر مي شود
اي بهترين غزل وسط دفترم گلم

چشمت براي بوس? من ناز مي کند
باشد بيا به قيمت جان مي خرم گلم

بازي کنيم بازي پرواز در خيال
در آسمان کودکيت مي پرم گلم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 100

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 15 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

   تحف? خدا

اول چه بود عشق و آخر چه هست عشق
بر خاست از خدا و در آدم نشست عشق

اين تحف? خداست يا اسم اعظم است
مي ميرد آن کسي که ز قلبش گذشت عشق

مجنون مگر چه داشت به جز عشق در نهاد
بسيار بيستون که به روزي شکست عشق

از عشق زنده است هر آن چيز هست و نيست
بهتر که نيست آنکه نيارد بدست عشق

عالم خمار بود و ميخانه اي نبود
خمخانه را ، مرا، همه را کرده مست عشق

بي عشق بهتر است نخواني نماز خويش
سوي بهشت مي برد آن بت پرست عشق

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -5, | بازديد : 92

صفحه قبل 1 صفحه بعد