تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

اشعاراحمد پروین -1
پیچک ( احمد پروین )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


 عصار? قرآن

 

بيا شراب بنوشيم و اشتباه کنيم
و روي مدعيان خدا سياه کنيم

اگر که سجده به خوبان گناه مي باشد
بيا فقط و فقط اين چنين گناه کنيم

بيا شبيه اوستا ميان? فانوس
به رقص پر طرب شعله ها نگاه کنيم

اگر تنور تمنا پر از گدازش نيست
به نذر سفره مستان دو کاسه آه کنيم

ز شوره زار خرافات کوچ مي بايد کرد
بيا عصاره قرآن خوراک راه کنيم

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 83

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

  
 تمدن کور

 

باد گلهاي پونه ، توي دهات
بازي دختران و آب قنات

چاي دم کرده با سماور مست
مز? زعفران و شهد نبات

جوي باريک آبشان انگار
جوشش نيل دارد آب فرات

ياد پيوند سيب با آلو
ياد باران از ابرهاي نجات

همه را برد اين تمدن کور
دود و آهن شد اين چنين هيهات

 

 

احمد پروین

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 123

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 قلب عتيقه

 

يک عشق کهنه دارم قلبي عتيقه آري
سرمايه اي که هرگز ارزش نمي گذاري

سمسار کوچه ها را پيشم چه مي فرستي
قيمت نهد بر اين دل در منتهاي خواري

حتي اگر بميرم دل را نمي گذارم
در کوچه ها بگردد با التماس گاري

شايد کسي بيايد از شهر لاله رويان
گنجم دهم بگيرم يک بوسه يادگاري

دلگيرم از نگاهت من مي روم از اينجا
يک شاعر پريشان يک عاشق فراري

 

احمد پروین 
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 111

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


غزل هاي وحشي به يادت سرودم
غم واژه دارد مداد کبودم

به وزن شقايق عزايي گرفتم
و با بغض وحشي به باغ وجودم

من از چاه طاقت و غار شکيبا
تحمل ندارم ولي مي ربودم

به خاک قدومت تيمم بگيرم
به محراب يادت برقصد سجودم

صدايم شنيدي و گفتي جوابم
من بي تحمل وليکن نبودم

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 70

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


 زبان زخمي خودکار

 

اطاق شيشه اي جوهر ست خودکارم
خدا نياورد او را ز دست بگذارم

زبان زخمي خودکار ، دامن کاغذ
هميشه تا به هم آيد نوشته اشعارم

ز ناز کاري تن هر چه هست غير از او
به جان دفتر اشعار خويش بيزارم

به ياد خون تن او که مي چکد امشب
به روي دفتر بيچاره گريه مي بارم

من عاشق تن خودکار مي شوم شايد
به نقل قول پزشکان دوباره بيمارم

 

 

    احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 164

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


وحي مستند

 

دلم هواي خرابات مي کند گاهي
خدا کند که تو باشي و بشکند گاهي

از انعکاس غرور تو اين چنين شده ام
که لاف عرش خدايي دلم زند گاهي

ميان باغ تو پروانه ي تمنايم
حرير خاطره در خواب مي تند گاهي

در اعتکاف نگاهت شنيده ام امشب
ميان خلوت دل ، وحي مستند گاهي

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 126

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دل سنگ

 

مست است دل سنگم از مست حذر بايد
اندام بلورت را زين سنگ خطر بايد

من آتش ويرانگر اندام تو گل پرور
گل بر سر اين آتش يک فکر دگر بايد

من تشنه چنان صحرا تو بارش بي همتا
گر زندگي ام خواهي بر تشنه گذر بايد

مجنون شده چون بيدم سوداي تو دزديم
آخر به خدا ديدم يک روز ثمر بايد

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 112

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 نشان راه

 

چه بنوشم که بجوشد ز تنم آنچه تو خواهي
چه برقصم که بگيرم ز تو تقديس نگاهي

چه بخواهي تو که باشم چه بگويم که نباشي
تو سپيدار خدايان و منم باغ سياهي

غم رفتن نرسيدن شده ، بيحوصله جاده
به حضور بينهايت تو بگو نشان ز راهي

من و شيو? گدايي ، من و رسم بينوايي
بده آنچه را ندارم به کرامتت الهي

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 161

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 لطافت باران

 

شبيه شوره به دشتم که تشنه مانده هميشه
مرا لطافت باران ز خويش رانده هميشه

منم که شور عطش را به کام باديه آرم
خدا به زخم درونم نمک نشانده هميشه

نه قوي ناز محبت نه سينه سرخ مهاجر
کسي براي کويرم غزل نخوانده هميشه

تمام بي خبريها از آن من و خدايا
چنانکه قاصدکان را زمن رمانده هميشه

ترک ترک شدم از غم ، ز شش طرف بدريدم
چروک غم به لبانم شکن کشانده هميشه

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 73

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دل بد 

 

ديگر سر کارم نگذار اي دل بد
از خانه من نکن فرار اي دل بد

محشر که شود گناه تو مي داني
در دست چپ تو بيشمار اي دل بد

در خود نتوان تو بيشتر بنهفتن
بنهفته دوباره پيش آر اي دل بد

در حوصله تو عشق گلرويان نيست
در شان تو هست عشق خار اي دل بد

مانند سپند روي آتش رفتي
اينگونه شديم بيقرار اي دل بد

برگرد که گلرخان بلا خيزانند
هيهات زحيله نگار اي دل بد

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 بید مجنون

 


روي بام خانه ام مهتاب مي بارد بيا
آسمان امشب بساط عاشقي دارد بيا

بيد سحر آميز مجنون حياط خانه ام
روي پشت شاپرک انگور مي کارد بيا

بيقراري هاي دل در جشن رقص صاعقه
از سر دل ، از دل ما دست بردارد بيا

چادري همرنگ شب بر دوش سر مستي بزن
باز اگر بند تعصب نيز بگذارد بيا

امشب اينجا ماه را هم نامزد کردم برقص
تا اجل بر گردنم انگشت نفشارد بيا

حلق? خورشيد بر انگشت سردم مي کنم
کهکشان افسار دست عشق بسپارد بيا

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 155

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 فانوس تفکر

 


اهل مه غليظ توهم شديم ما
در جاده هاي حيرت و غم گم شديم ما

فانوس کور سوي تفکر به يک نسيم
خاموش شد که قحط تبسم شديم ما

رسواي دل شديم و بي آبروي عشق
وقتي شبيه اغلب مردم شديم ما

از فرط طعنه ها که ز مردم شنيده ايم
انگار اسير لشکر کژدم شديم ما

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 209

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 ماورای شنیدن

 

صداي قلب من از تاب گوش بيرون رفت
و پير نبض دلم گريه پوش بيرون رفت

صداي ناله من بس که در گلو پيچيد
به ماوراي شنيدن خموش بيرون رفت

صداي وحي تو آمد که گريه کن يارا
تمام حوصله با اين سروش بيرون رفت

در آستان پياله تنم به رقص آمد
سزا که جان ز تن باده نوش بيرون آمد

کپک زد آتش دل ، سينه گر نمي گيرد
به پا قدوم يخ کينه ، جوش بيرون رفت

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 دست نوازش

 


توي ناپيداي غم من را تو پيدا مي کني
خلوت آيينه وارم را تماشا مي کني

گفته بودي بر سرم دست نوازش مي کشي
چون به دار آمد سرم اينگونه حاشا مي کني

از دلم راز من ديوانه مي پرسي چرا ؟
دل به بازي برده اي طرح معما مي کني

در زلال چشم تو شفاف شبنم مي شوم
ادعاي قطره را هم وزن دريا مي کني

از عبور لحظه هاي بي تو بودن خسته ام
عمر من با وعده هايي وقف فردا مي کني

 

 

احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

باور می کرد
 


عاشق اينگونه در اين شهر که باور مي کرد
من چنين عاشق و او قهر که باور مي کرد

شوکران مي چکد از صحبت دل آزارش
لب چنين قند و سخن زهر که باور مي کرد

مثل من منتظري خسته ولي چشم به راه
نه کنون در همه دهر که باور مي کرد

سيل آمد ز فراواني اشکم امروز
چشم خشکيده چنين نهر که باور مي کرد

 

 

 احمد پروین

برچسب ها : ,

موضوع : اشعاراحمد پروین -1, | بازديد : 142

صفحه قبل 1 صفحه بعد